والا...کی می خواد جواب این رسوایی رُ بده؟
حسرت چیزِ رفته و چیزِ نیومده رُ خوردن حماقت است ![]()
حالا الان دستِ کم می گیرین وگرنه خدائیش ازین اس ام اس که بهتره که:
می دونی قشنگی زندگی به چیه؟ به این که تو ندونی و یکی به خاطر تو با خدا راز و نیاز کنه...
خدا وکیلی [آیکون مریمی که دست به ریشش می کشه، داره ریش گرو می ذاره مثلا
] ، این کجاش قشنگه؟ تو اینجا بسوزی که چرا هیشکی محلت نمی ذاره...اون اونجا بسوزه که تو از دلش خبر نداری...
خب اگه قشنگه و من نمی فهمم یکی توجیحم کنه..تعارف که نداریم...
اصلا یادم باشه همین پست رُ پرینت بگیرم بدم دست بابا لنگ دراز...در جهل مرکب به سر می بره هم کلاسی م خب...وجدان من نمی ذاره اون، این جوری، بمونه ![]()
دلم عین چیز درد می کنه...معلومه؟
تازه دیشب فهمیدم که تحملم در برابر درد خیلی بالاست...
این نشون می ده اون چیزی که دلم مثلِ اون درد می کنه،خیلی چیزه واسه خودش..
معلومه من چی می گم؟
* فقط و فقط گلوم رُ صاف کردم ![]()
+ می گه: خوش به حال شوهر تو.
می گم: چرا؟
می گه : همه ش داره می خنده از دستت.
واقعا دستش درد نکنه..هیچی دیگه هم که نداشتم من..یه راست می رفت یه دلقک می گرفت دیگه...سراغ من اومد چرا؟
+ تا نمره ها اعلام شه، به صورت بالقوه اینجا جهان آرام است* ![]()
کلا به صورت بالفعل هم که شادی همین نزدیکیاست ![]()
* به قول نوه م ![]()
خدایا این اعتماد به نفسُ از من نگیر...
بعد حالا، این موهامم که صافشون نکنم عین یال شیر اون بالا وامیستن..
منم که صافشون نکردم..فقط یه تل زدم که نریزن تو صورتم...
حالا خاله م اومده می گه : عین قاصدک شدی مریم...
انقدر ذوق کردم که حد نداره ![]()
توصیف قشنگی بود به نظرم قاصدک...
فی الواقع اومدم نشون بدم که فعلا انتظار هیچ واکنش عقلانی ای رُ نداشته باشین ازم..
حالا انتظار داشتین قبلا؟
نگووو ![]()