سلام
چطورین؟
خوبین؟
دلم تنگ شده بود...(کلی بود جمله...نگیرین به خودتون)
تایپ کردنم که یادم رفته شکر خدا...
حرفم که ندارم بزنم به سلامتی....
راست راست راستش اومدم که فاصله تا پست قبلی یه ماه کمتر باشه....
می بینین هدفای بزرگ منو تو زندگی؟ :)
Maybe when the door of happiness closes, another opens,
But often times we look so long at the closed door
That we don't see the one which has been opened for us
دقت کردین من شبیه خاله ی اکثر بچه ها هستم،آره؟دقت کردین؟اوووی با شمام...می گم دقت کردین؟
یه جا بودم ،یه نی نی بود..هی بهم می گفت خاله کوکب...منم از مامانش پرسیدم شبیه خالشم؟
چه خاله ی خوشکلی داره :)
مامانش گفت:نه...خاله کوکب تو اون فیلمرو می گه...
منم گفتم بازیگرش کیه...نازه حتما؟
مامانش گفت: گوهر خیر اندیش...
احساساتم مسکوت موند اصلا...خورد تو ذوقم....حقمه ولی...یا دچار افراط اعتماد به نفسم یا دچار تفریطش
"چرا آدما قول می دن؟آهان...بچن خب...پس چرا مهم نیس براشون بچگییاشون؟آهان...خب درگیر زندگیشون می شن...یعنی منم قراره اینجوری شم؟یعنی بقیه ام این طوری می شن؟اگه این جوریاس...اه...چه مزخرف...
...
ای روزگار تو هم خوبی هم بد...من سعی می کنم خوب باشم...تو بدی کن...منم بازم سعیمو می کنم...ببینم آخرش کدوممون کم میاریم...اصولا ندیدم تو کم بیاری...ولی من اگه روتو کم نکنم ، کم هم نمی یارم...
...
دوست دارم همه چیو...همه کسو...تو هر جور دلت خواس فک کن...من دوست دارم دوست داشتنو...چون قشنگه...چون توش پر از احساسه....
بی خیال این و اون...تو دوست داشته باش دیگرانو...ولی حواست باشه کاری نکنی فکر کنن دنبال دوست داشتنی...یعنی دنبال محبتی...قبول دارم....لازمه بودنش....ولی..."
حرفای من نبود اینا...ولی می تونست باشه...
سوتی نداشتم....زنگ زدم به مهسا...مامانش گفتن::تبریک می گم عروسیه خالتو...
منم گفتم: به همچنین (:
شمام تبریک بگین دیگه...به خالم نه ها....به من :)
خدا صبر بده بش :) (شوهرخاله جدیدمو گفتم)(خالمو دوس دارما)
یه جمله هس...اول پاراگراف آخر صفحه ی 161 کتاب زیست پیش دانشگاهی:
هر الگوی ریاضی زمانی ارزشمند است که با داده های تجربی سازگار باشد...
در ضمن ما آخر فصل هشتیم...فک نکنین عقبه درسمون...
مرخص می شم از حضورتون...خوشحال شدین،خوشحال شدم :)
خوش بگذره...
بابای