تبليغاتX
(: شادی همین نزدیکیاس :)
 

+ بی شک خدا ما را به شما بازگرداند...

خطر از بیخ گوشم گذشتااا...از توضیح بیشتر معذورم :)

گفتم که اگه خواستین یه صدقه ای چیزی بذارین :)

+ رضا خیلی جدی تو خونه را می رفت.می گفت:

جوونیم رفت...مریمم رفت...اون دنیام رفت...

یه عالمه شک کردم بهش...یعنی کی بوده این مریمه که هم خودش رفته هم آخرت اینُ تباه کرده...

+ می رم تهران.یا میام نهران :)

نیستم یه ۱۰-۱۲ روزی...نه که هر روز آپ می کنم گفتم نگران نشین :)

+ دعا کنین اگه خوش نگذشتحداقل بد هم نباشه...

+ فعلا :)

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 11:32 توسط مریم |

مطالب قدیمی‌تر